فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
129
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ضيافت كرديم بازگشتند و گفتند كه بار ديگر خواهند آمد تا سفير را در تشريفاتى رسمى كه به فرمان شاه مقرر است هنگام ورود وى به شيراز معمول گردد همراهى كنند . پيش از آنكه اين اشخاص رفته باشند نجيبزادهاى كه به دستور سفير نزد خان رفته بود بازگشت و خبر داد كه سفير در يكى از خانههاى شاه واقع در نزديك شهر كه در وسط باغى بزرگ و خرم قرار دارد منزل خواهد كرد . چون بايد خانه را نظافت و مجهز مىكردند سفير اين روز و فردا را در ده ماند . و چون هواى شب بسيار سرد شده بود اظهار علاقه كرد كه به جاى بيتوته زير چادرى كه در صحرا برافراشته بودند در يكى از خانههاى كوچك ده مسكن كند . در نزديكى اين ده دو گروه تركمان بسيار فقير و ژندهپوش زندگى مىكردند اما فقر مانع از آن نبود كه اطفال بيشمار آنها كه كاملا برهنه مىگشتند ، همچون اطفال كوليهاى اروپا كه در اسپانيا خيتانو « 107 » ناميده مىشوند ، بسيار زيبا باشند . رنگ پوست اين اطفال بسيار سفيدتر از فرزندان كوليها بود . زنها همگى به بافتن پارچههاى ضخيمى سرگرم بودند كه خيمههاى خود را از آن مىسازند و پيشتر از آن سخن گفتهايم - و نيز پارچههاى زمخت پشمى يا پنبهاى ديگرى مىبافتند كه معمولا از آنها لباس مىدوزند . اين زنان همهء كارهاى خانه را خود انجام مىدهند و خدمتكارى ندارند . [ شهر شيراز ] در سه روزى كه سفير در اين محل اقامت داشت بسيارى از مردم شهر به ديدن وى آمدند ، بخصوص رقاصگان و دفنوازان و نوازندگان ديگر آلات موسيقى كه پيش از اين در توصيف شهر لار از آنها نام بردهايم . از جملهء اين آلات موسيقى نىانبانى بود كه انبانش از پوست بز نر بود ، مانند انبانى كه در اسپانيا به جاى چليك براى انداختن شراب به كار مىبرند . از اين اركستر هيچگونه آهنگ موزونى به گوش نمىرسيد جز آنكه گهگاه آواى مهيب آن در صحرا ولولهاى برپا مىكرد .
--> ( 107 ) xitano